لطیفه هایی برای کودک دلبند شما

لطیفه هایی برای کودک دلبند شما

لطفیه های خنده دار امروز نازک

لطیفه هایی برای کودک دلبند شما

لطیفه هایی برای کودک دلبند شما

لطیفه هایی برای کودک دلبند شما

 

غضنفر می ره رستوران می گه: جوجه دارین؟

گارسون : آره

می گه : دونش بدین نمیره!

 

 … لطیفه هایی برای کودک دلبند شما  …

حیف نون می ره هتل. صبح روز اول می ره توی رستوران هتل صبحانه بخوره می بینه روی تابلو نوشته: از ساعت ۷ الی ۱۱ صبحانه… از ساعت ۱۱ الی ۵ ناهار و از ساعت ۵ الی ۱۱ شب شام سرو می شود…
پیش خودش می گه : پس من کی وقت کنم برم شهر رو ببینم؟

 

… لطیفه هایی برای کودک دلبند شما  …

معلم : نام پدرت چیست؟
دانش آموز : پدرم نام های مختلفی دارد. من به او می گویم بابا، مادرم می گوید پدر بچه ها، نوکرمان می گوید آقا و بقال محلمان می گوید بدحساب!

… لطیفه هایی برای کودک دلبند شما  …

اولی : من هر وقت چیزی در کله ام فرو رود، دیگر بیرون نمی آید و فراموش نمی کنم.
دومی : پس چرا پولی را که از من قرض گرفتی، یادت رفته و پس ندادی؟
اولی : برای این که پول در جیبم فرو رفت نه در کله ام!

 

… لطیفه هایی برای کودک دلبند شما  …

دو هندوانه فروش نزدیک به هم بساط کرده و مشغول فروش هندوانه بودند.
اولی فریاد می زد : بیا که هندوانه دارم، قند عسل، نبات، قرمز قرمز، بیا بیا به شرط چاقو، هندوانه فروش دومی بدون این که فریاد بزند، خطاب به عابران می گفت : هرچی اون می گه منم دارم!

 

… لطیفه هایی برای کودک دلبند شما  …

از خسیسی پرسیدند : تو در دنیا چه آرزویی داری؟
گفت : آرزو دارم کچل شوم و دیگر پول سلمانی ندهم!

 

  … لطیفه هایی برای کودک دلبند شما  …

یکی از قبایل آدم خوار مرد کله تاسی را دستگیر می کنند و نزد رئیس خود می برند و از رئیس می پرسند با این مرد تاس چه کنیم؟ رئیس می گوید: از او تاس کباب درست کنید!

 

 … لطیفه هایی برای کودک دلبند شما  …

معلم :  می تونی بگی چرا فلامینگو یک پاش رو بالا نگه میداره؟
شاگرد : چون اگر دوتاش رو بالا نگهداره ، می افته!

 

… لطیفه هایی برای کودک دلبند شما  …

به یک حلزون میگن یک دروغ شاخدار بگو.
حلزونه میگه : دویدم و دویدم ، سر کوهی رسیدم!

… لطیفه هایی برای کودک دلبند شما  …

معلم : چرا مردمان نخستین روی دیوار غار نقاشی می کردن؟
شاگرد: چون خواندن و نوشتن بلد نبودند!

 … لطیفه هایی برای کودک دلبند شما  …

قاضی به دزد میگه : خجالت نمی کشی، این دومین باره که اومدی دادگاه.
دزد به قاضی میگه : شما که باید بیشتر خجالت بکشین که هر روز این جا هستین!

 

نشریه اینترنتی زندگی کودکان


یک پاسخ به “لطیفه هایی برای کودک دلبند شما”

  1. soror می‌گه:

    عالی عالی عالی حرف ندارید ۲۰بهتون میدم بخصوص آخری خیلی بامزه بود

پاسخ دهید