ترانه های شیرین قدیمی کودکانه

شعرهای قدیمی کودکانه (5)

در ادامه مطلب ترانه هایی با طعم کودکانه و قدیمی را بخوانید . کمتر کسی است که با خواندن این اشعار زیبا شیرینی کودکیش را زیر زبان دلش احساس نکند .

 

 

 

 

 

 

خاله

فرش اتاق خاله

پشم تن بزغاله

جاروی اتاق خاله

از موهای بزغاله

شعرهای قدیمی کودکانه (4)

مرواریدای خاله

دندونای بزغاله

مهمونیای خاله

از شیرهای بزغاله

عکس تولد

جم جمک برگ خزون

جم جمک برگ خزون

مادرم زینب خاتون

گیس داره قد کمون

از کمون بلندتره

از شبق مشکی تره

شعرهای قدیمی کودکانه (5)

گیس اون شونه می خواد

شونه ی فیروزه میخواد

حموم هر روزه میخواد

عکس تولد

لی لی ، لی لی ، حوضک

لی لی ، لی لی ، حوضک

گنجشکه اومد آب بخوره

افتاد توی حوضک

این دوید و درش کرد

این ماچی بر سرش کرد

این نازی بر پرش کرد

شعرهای قدیمی کودکانه (1)

این کله گنده اومد

گفتش بده ببینم

تا که دادن ببینه

گنجشکه پرید لاچینه

عکس تولد

رفتم به صحرا

شعرهای قدیمی کودکانه (2)

رفتم به صحرا

دیدم قورباغه

گفتم قورباغه

دماغت چاقه

شعرهای قدیمی کودکانه

رفتم به صحرا

دیدوم مارمولک

گفتم مارمولک

عیدت مبارک

عکس تولد

بارون میاد

بارون میاد قلقله چی

تو جیب بابام پر نخودچی

بارون میاد ریزه ریزه

تو جیب بابام پر فیروزه

شعرهای قدیمی کودکانه (3)

عکس تولد

تصویرگر: شیرین شیخی

بچه ها ! شما از بابابزرگ و مامان بزرگتان چه شعرهایی شنیده اید ؟ آن ها را برای ما در بخش نظرات این پست بنویسید .


72 پاسخ به “ترانه های شیرین قدیمی کودکانه”

  1. محبوبه می‌گه:

    عمو زنجیر بافت بله زنجیره من و بافتی بله پشت کوه انداختی بله عمو زنجیر بافت بله چی چی اوردی نخود وکیشمیش باصدایه چی ……

  2. مهدی می‌گه:

    آرمان نواران ماتیک مربا
    ماتیک میخرم واسیه ثریا
    ثریا لالا کرده
    مرا دیوانه کرده
    ثریا برو گمشو
    برو تاکسی سوار شو
    اگه تاکسی گرونه
    اتوبوس یک قرونه

  3. فایقه می‌گه:

    منم بچه مسلمان.
    کتابم هست قرآن
    رسولم داده فرمان
    که وقت صبحگاهی
    کنم شکر الهی

  4. محمود بی غم می‌گه:

    بخدا همه ی نظراتتون عالی بود واقعا از سایت قشنگتون خوشم اومد امیدوارم همیشه استوار و پایدار باشه، من شعر کودکیام یادم نیست یا فکر کنم اصن دوران کودکی تا به الان نداشتم و فراموش کردم واقعا دوران کودکیمو زنده کردین …. از همه ی شماها ممنونم ، در پناه حق باشین ، التماس دعا

  5. شازند ما می‌گه:

    ملیچه کشمشی

    لو بونم ننیشی

    بارو میا خیس میشی

    برف میا گندله میشی

    مفتی د حوض نقاشی

    نقاشی یارمنه

    یار گرفتارمنه

  6. شازند ما می‌گه:

    یی ملیچه ای داشتم

    خوب خوب نیاش مداشتم

    گربه اوماد وبردش

    چتلی نشسو خوردش

    خینش چکید دچاله

    چاله به مه علف داد

    علف دادم بز بزی

    بز بزی به مه پشگل داد

    پشگل دادم تنیر

    تنیر به مه گرده داد

    گردن دادم ملا

    ملا به مه قرآن داد

    قرآن دادم خدا

    خدا هفتا بچه کاکل زری به مه داد

    یکیشه هشتم ای تقشه

    یکیشه هشتم او تقشه
    (بقیشو یادم نیس)
    زبان محلی شازندی

پاسخ دهید