مهارت های ارتباطی والدین و فرزندان

مهارت های ارتباطی والدین و فرزندان

تغییرات جسمی در دوره بلوغ با وجود این که طبیعی و موقتی هستند و در مرحله ای تمام م شوند اما چون به قدر کافی سریع ، ناگهانی و شدید هستند ، سبب تغییر رفتار ، نگرش و شخصیت نوجوان می شوند .

بسیاری از مردم معتقدند که ارزش های پدر و مادر و فرزندان به ناچار با هم در تضاد هستند و اتکای نوجوان به همسالان و همنوایی با آنان سبب می شود که نفوذ پدر و مادر در دوران نوجوان به ناچار کم شود. البته چنین چیزی در مورد اکثریت نوجوانان وجود ندارد.  اول اینکه بین ارزش های والدین و فرزندان نقاط مشترکی وجود دارد.

نه ارزش های والدین و نه ارزش های همسالان تصمیم گیری ها و رفتارهای نوجوان را صدرصد تحت نفوذ قرار نمی دهد. اینکه نوجوان تا چه اندازه عقیده همسال یا والدین را در نظر بگیرد تا حدود زیادی بستگی دارد به ارزیابی نوجوان از ارزش نسبی آن در موقعیت خاص دارد.

ارتباط والدین و فرزندان

ارتباط والدین و فرزندان

برای مثال نفوذ همسالان معمولا در زمینه هایی مثل موسیقی و سرگرمی ها و مدل لباس و طرز حرف زدن، طرز رفتار با همسال همجنس و جنس مخالف و از این قبیل غالب است در حالی که والدین معمولا در زمینه هایی مانند ارزش های اجتماعی و اخلاقی و درک جهان بزرگسالان و نوجوانان نفوذ بیشتری دارند.

همنوایی در دوران بلوغ
مطالعات نشان داده است که به طور متوسط همنوایی با والدین در دوران پیش از بلوغ و اوایل نوجوانی کاهش می یابد و همنوایی با همسالان افزایش می یابد. تا اواسط و اواخر این دوران، نوجوان به خودمختاری نمی رسد و از همان موقع است که همنوایی با همسالان و والدین در بسیاری از جوانان کاهش می یابد.این پدیده در رفتار ضد اجتماعی بسیار نمایان است.
سرانجام اینکه نیاز به همنوایی با والدین یا همسالان از نوجوانی به نوجوان دیگر ممکن است بسیار تفاوت داشته باشد. یعنی نوجوانانی که اعتماد به نفس دارند و روش تربیتی شان آزادمنشانه بوده است، می توانند از  دیدگاه و تجارب والدین و همسالان بهره گیرند، بی آنکه به شدت به یکی وابسته باشند یا به خاطر تفاوت بین این دو احساس ناراحتی کنند. نوجوانی که اعتماد به نفس دارد و اصلا نگران کسب محبوبیت نزد همسالانش نیست و بسیار فردیت یافته است، معمولا متوجه می شود که همسالانش در اطراف او می پلکند و به او تکیه می کنند.

فشار گروه همسالان
البته فشار گروه همسالان بخشی از زندگی هر نوجوانی است. برای برخی از نوجوانان فشار گروه همسالان می تواند یکی از دشوارترین مراحل رشد باشد. بهترین راه کمک به یک نوجوان که مواجه با این مشکل است این است که به او بیاموزیم چطور نسبت به آنچه که هست دلگرم باشد و به آنها در کسب خودآگاهی کمک کنیم.

وقتی که اوبه سختی کار می کند و برای یک هدف مشخص به همکاری با دیگران روی می اورد در هنگام مناسب از او تعریف کنید اما در ستایش او زیاده روی نکنید

راهکارهای زیر را امتحان کنید
برخی از اقدامات میسر در این راستا که به والدین توصیه می شود، عبارتند از:
– هر چه می توانید زمانهای کیفی بیشتری را با فرزندتان سپری کنید. تلاش کنید به علاقمندی های او وارد شوید. حتی اگر آنها مورد علاقه شما نیستند در فعالیتهای ورزشی، فوق برنامه های مدرسه و بازی های شان کنار او باشید. به این طریق او متوجه می شود دوستش دارید و مراقبش هستید.

ارتباط والدین و فرزندان

ارتباط والدین و فرزندان

– مهارت های ارتباطی خود را تمرین کنید. با نشان دادن اینکه به او گوش می دهید فرصت صحبت کردن با خودتان را به او بدهید. او نیاز دارد که شما به عنوان یک پدر یا مادر با ذهنی باز در کنار وی باشید و او را درک کنید؛ هرچند که همه چیز را  با شما در میان نمی گذارد.

– به او احترام بگذارید. وادارش کنید که به عواقب تصمیماتش فکر کند. این کار او را در کسب توانایی” حل مساله” کمک می کند و این توانایی یکی از بهترین ویژگی های اعتماد به نفس است.

– خودآگاهی را در او ترغیب کرده و بالا ببرید. برانگیختن خودآگاهی کسب اعتماد به نفس در خصوص انجام عقایدش را افزایش می دهد. وقتی او را به حرف زدن در مورد احساساتش تشویق می کنید، اعتماد به نفس بیشتری در او رشد می کند و به این طریق شرایط او جهت دفع کردن فشار گروه همسالان بهبود چشم گیری می یابد.

– در زندگی نوجوان تان حد و مرز تعیین کنید. نظم و ترتیب مثبت و وضع محدودیتها به بچه ها احساس امنیت می دهد. قوانین تان را واضح و متناسب کنید. تلاش کنید با تمرکزبر بخش های عمده موضوعات، قوانین تان را به حداقل برسانید و مرتبا با بزرگتر شدن فرزندان آنها را بازبینی کنید و درباره اثرات آنها به بحث بپردازید.

– پاسخگویی را در او القا کنید. اینکه اجازه دهید از اشتباهات شان درس بگیرند و مسئولیت تمام کارشان را بپذیرند بسیار مهم است. اگر او به دردسر بیفتد نتیجه طبیعی عواقب کارش را متوجه می شود.

– هر جا ممکن است مشوق او باشید. اگر متوجه شدید با موضوعی دست به گریبان شده است مشوق او باشید. تشویق او در کارهای مثبت حس ترقی و پیشرفت را در او تقویت می کند و باعث می شود نسبت به خودش احساس خوبی پیدا کند و با انگیزه بیشتر پیگیر کار مربوط باشند.

– در مواقع مناسب از او تعریف و تمجید کنید. وقتی که او برای هدف خاصی تلاش می کند اگر می توانید به او کمک کنید. در هنگام مناسب از او تعریف کنید اما در ستایش او زیاده روی نکنید. وقتی که اوبه سختی کار می کند و برای یک هدف مشخص به همکاری با دیگران روی می اورد در هنگام مناسب از او تعریف کنید اما در ستایش او زیاده روی نکنید.

– حس لیاقت و شایستگی را در او پرورش دهید. کودک تان نیازمند فرصتهایی است که موفقیت کسب کند. هر قدر علاقمندی ها و سرگرمی های او را پرورش دهید او فرصت موفقیت بیشتری خواهد داشت. هر وقت نوجوان کسب موفقیت کند، احساس خوبی را تجربه خواهد کرد. اگر فرزندتان به هیچ فعالیت، سرگرمی و یا علاقمندی توجه نشان نمی دهد به او کمک کنید که جایگاه خود را بیابد و حتی در این راستا از یک مشاور هم کمک بخواهید. هر قدر علاقمندی او بیشتر باشد به همان اندازه احساس کسالت و خستگی در او کمتر می شود.

– اعتماد کردن را به او القا کنید. اینکه به نوجوان تان نشان دهید در کاری به او اعتماد دارید احساس استقلال بیشتری می کند و احتمال تمرد و سرکشی او کاهش می یابد.

– شوخ باشید. شوخ طبعی از مایحتاج یک زندگی خانوادگی خصوصا در تعامل با نوجوان است. بسیاری از اوقات یک لطیفه یا یک خاطره شاد می تواند وضعیت های بغرنج را بر طرف کند.

– برای خودتان وقت بگذارید. وقتی تجدید قوا می کنید در شرایط بهتری برای ایفای نقش والدینی قرار می گیرید. فرزندان رفتارهایی را که می بینند، کپی برداری می کنند. پس الگوی رفتاری مناسبی برای آنها باشید تا در دراز مدت بتوانند از این الگوبرداری برای مقاومت در برابر فشار همسالان استفاده کنند.

نشریه اینترنتی زندگی کودکان


پاسخ دهید