بهشت گمشده

بهشت گمشده

داستان « بهشت گمشده » شاهدی بر این گفته است که صد در صد و قاطعانه هیچ چیز را نمی توان پیش بینی کرد ؛ هر چقدر هم که « غیبگو » باشیم بهتر است امکان غلط از آب در آمدن پیش بینی هایمان را هم در نظر بگیریم .

بهشت گمشده

بهشت گمشده

در حدود سال ۱۹۳۰ میلادی مردی در استرالیا زندگی می کرد که مدعی بود از همه چیز خبر دارد . او پیش بینی کرده بود که به زودی یک جنگ وحشتناک ، سراسر جهان را فرا خواهد گرفت . چون هیچ علاقه ای به این جنگ نداشت ، مدتها فکر کرد که یک فرد عاقل که می خواهد از جنگ فرار کند ، کجا باید برود ؟ تحقیقات او به این نتیجه رسید : « اروپا به خاک و خون کشیده خواهد شد ؛ آتش این جنگ ، دامن آفریقا و قسمت زیادی از آسیا را نیز خواهد گرفت ؛ استرالیا ، طعمه وسوسه انگیزی است و بدون شک مورد حمله قرار خواهد گرفت » . اول تصمیم گرفت به آمریکا پناه ببرد ، ولی خیلی زود از این نقشه غیر عاقلانه منصرف شد . . . پای آمریکا نیز به جنگ کشیده خواهد شد ! با منطقی مثل همیشه سرسخت و قاطع ، نتیجه گرفت که در سرتاسر جهان ، فقط یک نقطه برای دورماندن از دیوانگی انسانها یعنی « جنگ » وجود دارد ؛ یک جزیره استوایی . او در مورد اقیانوس آرام ، مطالعه کرد و انتخاب خود را بر روی جزیره ای که همه مشخصات مورد نظر او را داشت متمرکز کرد . . . دوری ، امنیت و زندگی دلپذیر .

نبرد دریایی در گوادال کانال

نبرد دریایی در گوادال کانال

خلاصه ، در تابستان سال ۱۹۳۹ میلادی ، هشت روز قبل از حمله ارتش آلمان نازی به لهستان ، این استرالیایی دوراندیش و عاقل ، به پناهگاه خود رفت ؛ جزیره ای تقریباً ناشناس به نام . . . « گوادال کانال » ( Guadalcanal ). . . که در سال ۱۹۴۳ میلادی ، مرکز چهار نبرد بزرگ دریایی بود !!

 

عنوان اصلی :    Paradis perdu

منبع :    Selection du Reader’s Digest

نشریه اینترنتی زندگی کودکان

 


پاسخ دهید