داستان های کوتاه از چهره های سرشناس – قسمت دوم

داستان های کوتاه از چهره های سرشناس – قسمت دوم

در « داستان های کوتاه از چهره های سرشناس – قسمت دوم » خاطره کوتاهی از « مارسل پنیول » ( Marcel Pagnol ) فیلمساز معروف فرانسوی ، و « سر الکساندر فلمینگ » ( Sir Alexander Fleming ) کاشف پنی سیلین بریتان نقل خواهم کرد که امیدوارم مورد توجهتان قرار بگیرد . در صورتی که مایلید قسمت اول این مطلب را هم مطالعه کنید روی عنوان زیر کلیک کنید :

داستان های کوتاه از چهره های سرشناس – قسمت اول

مارسل پنیول

مارسل پنیول

– افتخار بزرگ پدرم

وقتی مادرم برای خرید به بازار می رفت ، مرا پیش پدرم که در حال یاد دادن « خواندن و نوشتن » به بچه های ۶ یا ۷ ساله بود ، می گذاشت . در کمال آرامش روی یکی از صندلی های ردیف اول می نشستم و توانایی های پدرم را ستایش می کردم .

یک روز صبح مثل همیشه ، مادرم مرا به کلاس پدرم برد ، روی صندلی همیشگی ام نشاند و بدون کوچکترین حرفی از کلاس خارج شد . پدرم با خط زیبایش در حال نوشتن این جمله روی تخته سیاه بود : « مادر ، پسر کوچکش را تنبیه کرد چون پسر حرف شنویی نبود » . وقتی مشغول گذاشتن یک نقطه زیبا در انتهای جمله اش بود ، من فریاد زدم : – « نه ! این درست نیست » !

پدرم ناگهان به طرف من برگشت ، و شگفت زده به من نگاه کرد و پرسید : – « تو چی گفتی » ؟

– « مامان ، مرا تنبیه نکرده ! تو درست ننوشتی » !

او به من نزدیک شد و گفت : – « چه کسی به تو گفت که تو را تنبیه کرده اند » ؟

– « خودت آنجا نوشتی » .

شدت تعجب ، مانع از حرف زدنش می شد : – « ببینم ، مگر تو می توانی بخوانی » ؟

– « بله » !

– « خوب ، بخوان » . من با صدای بلند ، جمله ای را که روی تخته سیاه نوشته بود ، خواندم . او یک کتاب « آموزش الفبا » به دستم داد ، و من بدون کوچکترین مشکلی ، چند صفحه از آن را خواندم . . . فکر می کنم که آن روز پدرم ، با تمام وجودش ، بزرگترین شادی و افتخار زندگی اش را حس کرد .

عنوان اصلی :    La gloire de mon pere

منبع :    Textes Francais – Niveau 1

الکساندر فلمینگ

الکساندر فلمینگ

– در میان گلها

« سر الکساندر فلمینگ » کاشف پنی سیلین عادت داشت گلها و گیاهان حیاطش را طوری بکارد که در فصل گل دهی ، اسامی دوستانش روی توده های بزرگ پر از گل در میان حیاط دیده شوند ؛ او این کار را با کاشتن گلهای رنگارنگ به شکل اسامی آنان انجام می داد. در این هنگام ، او دوستانش را به منزلش دعوت می کرد تا اسامی خود را که با جوهری از گل ، و به رنگهای زیبا و دلپذیر ، در میان حیاطش نوشته شده بودند ، تماشا و تحسین کنند .

عنوان اصلی :    Silhouettes et profils

منبع :    Selection du Reader’s Digest

نشریه اینترنتی زندگی کودکان

 


پاسخ دهید