« آنتوان دو سنت اگزوپری » خالق شاهزاده کوچک – قسمت اول

« آنتوان دو سنت اگزوپری » خالق شاهزاده کوچک – قسمت اول

اینبار می خواهم « آنتوان دو سنت اگزوپری » خالق شاهزاده کوچک را به شما معرفی کنم . نمی دانم آیا این داستان را خوانده اید یا نه ، ولی من ، یکی از لطیف ترین و زیباترین داستانهایی است که تا امروز خوانده ام ؛ و هنوز هم پس از سالها و چندین بار که آن را خوانده ام گاهی اوقات دوباره به سراغش می روم . یکی از زیباترین قسمنت های این کتاب ، صحبت های بین شاهزاده کوچک و یک روباه است که در سالهای دور ، یکی از دروس کتاب فارسی دوران ابتدایی ما بود . دوستی دارم که این قسمت از کتاب را داخل کارت دعوت عروسی اش نوشته بود . وقتی این مطلب را بخوانید و نویسنده این اثر را بهتر بشناسید خواهید دید که فقط او می توانست چنین شاهکاری را خلق کند . به همه زبانهای دنیا ترجمه شده و در کشور ما با ترجمه های متعدد ، چندین و چند بار تجدید چاپ شده ؛ خلاصه اینکه کتاب نایابی نیست و خوشبختانه به راحتی در بازار پیدا می شود . فقط امیدوارم مطالعه آن همان حسی را که در من ایجاد کرد در شما هم ایجاد کند ، حس قشنگی است . . . انسان را تشویق می کند که هیچوقت کودکی خودش را فراموش نکند و زیاد با آن فاصله نگیرد .

در این قسمت به بیوگرافی آنتوان دو سنت اگزوپری می پردازیم و در قسمت دوم بیشتر به بررسی زندگی و افکار وی خواهیم پرداخت ؛ برای مطالعه قسمت دوم روی عنوان زیر کلیک کنید :

« آنتوان دو سنت اگزوپری » خالق شاهزاده کوچک – قسمت دوم

آنتوان دو سنت اگزوپری

آنتوان دو سنت اگزوپری

بیوگرافی :

« آنتوان دو سنت اگزوپری » ( Antoine de Saint-Exupery ) در تاریخ ۲۹ ژوئن ۱۹۰۰ در شهر « لیون » ( Lyon ) فرانسه به دنیا آمد . فرزند « ژان دو سنت اگزوپری » ( Jean de Saint-Exupery ) و « ماری دو فون کلمب » ( Marie de Fonscolombe ) ، آنتوان سومین فرزند یک خانواده دارای پنج فرزند بود .

فرزندان خانواده اگزوپری

فرزندان خانواده اگزوپری

ژان دو سنت اگزوپری - پدر آنتوان

ژان دو سنت اگزوپری – پدر آنتوان

در سال ۱۹۰۴ پدرش بر اثر سکته قلبی درگذشت . بدون هیچ منبع درآمدی « ماری » به ناچار فرزندانش را به جنوب فرانسه برد تا در قصر پدرش « شارل دو فون کلمب » ( Charles de Fonscilimbe ) در ناحیه « لا مول » ( La Molle ) زندگی کنند . او برای فرزندانش کتابهای فوق العاده زیبایی می خواند ، از جمله داستانهای « آندرسن » ( Andersen ) که آنتوان تمام عمر به آنها وابسته ماند .

هانس کریستیان آندرسن

هانس کریستیان آندرسن

« ماری » به آنها موسیقی و نقاشی را که خود به صورت آماتور به آنها می پرداخت ، می آموزد .

ماری دو فون کلمب - مادر آنتوان

ماری دو فون کلمب – مادر آنتوان

در سال ۱۹۰۷ « شارل دو فون کلمب » درگذشت . به ناچار « ماری » و فرزندانش به منزل خاله شان خانم « دو تریکو » ( De Tricaud ) در شهر لیون نقل مکان می کنند . زندگی آنتوان بین آپارتمان میدان « بلکور » ( Belle Cour ) و قصر « سنت موریس دو رمن » ( Saint-Maurice de Remens ) جایی که دنیای زیبای کودکی اش در آنجا شکل گرفته سپری می شود ؛ دنیای بازی و اکتشاف ، و اولین تجربیات علمی !

میدان بلکور شهر لیون

میدان بلکور شهر لیون

قصر سنت موریس دو رمن

قصر سنت موریس دو رمن

او یک سیستم آبیاری با بخار را طراحی کرد ؛ و به کمک نجار دهکده ، یک « دوچرخه پرنده » ساخت که هیچوقت پرواز نکرد ! تحت مراقبت نامحسوس یک مادر فوق العاده مهربان ، بچه ها به آموختن نقاشی و موسیقی ادامه دادند ؛ و گاهی آنتوان ، نمایشنامه های کوتاه با دو یا سه شخصیت را برای عموم اجرا می کرد .

در سال ۱۹۰۹ به درخواست پدر بزرگشان « فرناند دو سنت اگزوپری » ( Fernand de Saint-Exupery ) که مایل بود نوه هایش را نزدیک خودش داشته باشد ، آنتوان و برادرش « فرانسوا » ( Francois ) ، محیط دوران اولیه کودکی شان را ترک کرده و برای ادامه تحصیل به کالج مذهبی « نوتر دام دو سنت کروا » ( Notre Dame de Sainte-Croix ) در شهر « مان » ( Mans ) رفتند .

نوتر دام دو سنت کروا

نوتر دام دو سنت کروا

آنتوان دانش آموز متوسطی بود . زندگی در یک مرکز شبانه روزی او را اندوهگین کرده بود . خودش می گفت : « . . . وقتی یک پسر بچه کوچک در یک مرکز شبانه روزی هستی باید صبح زود ساعت ۶ از خواب بیدار شوی ؛ هوا سرد است . چشمانت را می مالی ، و حتی قبل از اینکه شروع کنی از درس گرامر عذاب می کشی » . همینقدر باید گفت که آنتوان بی صبرانه منتظر فرا رسیدن تعطیلات و مراجعت به قصر « سنت موریس » بود ؛ مخصوصاً که در نزدیکی آنجا مرکز هوانوردی « آمبریو آن بوژی » ( Amberieu-en-Bugey ) قرار داشت که سرمایه داران شهر لیون برای آزمایش هواپیماهایشان به آنجا می رفتند .

مرکز هوانوردی آمبریو آن بوژی

مرکز هوانوردی آمبریو آن بوژی

در ژوئیه ۱۹۱۲ آنتوان که از همان دوران کودکی شیفته هواپیماها بود ، اولین پرواز را در سن ۱۲ سالگی تجربه کرد . او با فریب دادن یکی از خلبانان این مرکز به نام « گابریل سال وز » ( Gabriel salvez ) و وانمود کردن به این که از مادرش اجازه گرفته ، او را قانع کرد تا آنتوان را سوار هواپیمایش بکند .

گابریل سال وز

گابریل سال وز

اگر نتایج تحصیلی وی چشمگیر نبودند ، در مقابل ، او خودش را وقف نوشتن کرده بود ؛ حتی جایزه داستان نویسی مدرسه اش را هم برنده شد . در سال ۱۹۱۴ آنتوان که طی دوران اقامتش در مرکز شبانه روزی « ویلفرانش سور سون » ( Villefranche-sur-saone ) و سپس « لا ویلا سنت ژان دو فریبورگ » ( La Villa Saint-Jean de Fribourg ) به شدت به مطالعه روی آورده بود با « بالزاک » ( Balzac ) ، « داستایوفسکی » ( Dostoievski ) ، « بودلر » ( Baudelaire ) و دیگر نویسندگان معروف جهان آشنا شد . آنتوان با وجود اینکه نتایج خوبی در درس فیزیک ، فلسفه و موسیقی به دست می آورد ولی جزو آخرین نفرات کلاس بود .

هونوره دو بالزاک

هونوره دو بالزاک

داستایوفسکی

داستایوفسکی

بودلر

بودلر

در سال ۱۹۱۷ مصیبتی در زندگی آنتوان روی داد که تاثیر بسیار عمیقی بر روح و روان او گذاشت ؛ برادرش « فرانسوا » بر اثر روماتیسم مفاصل و مشکلات قلبی درگذشت . فرانسوا ، آنتوان را برای اجرای وصیت نامه اش وکیل خود قرار داده بود .

فرانسوا برادر آنتوان

فرانسوا برادر آنتوان

بیست سال بعد آنتوان در یک یادداشت بسیار تاثر برانگیز ، احساساتش را در مورد مرگ برادرش این چنین نوشت : « . . . می توانست ساختن قلعه اش را به من بسپارد ؛ اگر پدر بود ، تربیت فرزندانش را به من می سپرد ؛ اگر خلبان هواپیمای جنگی بود ، نقشه و مدارک پروازش را به من می سپرد ؛ اما او فقط یک بچه بود . . . یک موتور بخار ، یک دوچرخه و تفنگ اسباب بازی اش را به من سپرد » . در همان سال ، بعد از گرفتن دیپلم برای شرکت در امتحان ورودی آموزشگاه عالی کشتیرانی به پاریس رفت .

دبیرستان بوسوئه پاریس

دبیرستان بوسوئه پاریس

دبیرستان سنت لویی پاریس

دبیرستان سنت لویی پاریس

کلاسهای آمادگی را در دبیرستان « بوسوئه » ( Bossuet ) و « سنت لویی » ( Saint-Louis ) طی کرد . توسط یکی از دختر عموهای مادرش خانم « ایوون دو لسترنج » ( Yvonne de Lestrange ) به گرمی از او استقبال شد و آنتوان وارد محافل طبقه مرفه و اشراف و چهره های سرشناس ادبیات پایتخت شد . در همین محافل بود که با بزرگانی همچون « آندره ژید » ( Andre Gide ) ، « گستون گالیمار » ( Gaston Gallimard ) ، « ژاک ریوی یر » ( Jacques Riviere ) ، « ژان پره وو » ( Jean Prevost ) و « ژان پولان » ( Jean Paulhan ) آشنا شد .

آندره ژید

آندره ژید

گستون گالیمار

گستون گالیمار

ژاک ریوی یر

ژاک ریوی یر

ژان پره وو

ژان پره وو

ژان پولان

ژان پولان

جنگ شروع شده بود و پاریس توسط هواپیماهای آلمانی که در همان نزدیکی بودند ، ********اران می شد . یک شب که مراقبین آموزشگاه ، در جریان یکی از همین ********اران ها ، دانش آموزان را به پناهگاه ها هدایت می کردند ، آنتوان موفق شد چشمان تیزبین آنان را فریب داده و خودش را به پشت بام آموزشگاه برساند . او شیفته تماشای صحنه هواپیماها در حال ریختن ******** هایشان ، شلیک توپهای ضد هوایی به طرف آنها ، و انفجارهای متعدد و پراکنده بود ! این نمایش به نظر او جادویی بود !

آنتوان دو سنت اگزوپری

آنتوان دو سنت اگزوپری

در سال ۱۹۱۹ آنتوان در آزمون ورودی آموزشگاه عالی کشتیرانی شرکت کرد ولی موفق نشد .تصمیم گرفت آرشیتکت شود و با همین هدف وارد دانشکده هنرهای زیبا شد . در سال ۱۹۲۱ برای انجام خدمت سربازی وارد نیروی هوایی شده و به لشگر دوم هوایی مستقر در « استراسبورگ »  ( Strasbourg ) و سپس « کازابلانکا » ( Casablanca ) اعزام شد .

لشگر دوم هوایی استراسبورگ

لشگر دوم هوایی استراسبورگ

در سال ۱۹۲۳ پس از یک سانحه هوایی ، نیروی هوایی را ترک کرد ، و تا سال ۱۹۲۶ که به حمل بسته های پستی بین « تولوز » ( Toulouse ) و « داکار » ( Dakar ) مشغول شد ، پرواز نکرد . در سال ۱۹۲۹ بنیانگذار اولین خطوط هوایی آمریکای جنوبی بود . تا سال ۱۹۳۹ ، زمانی که هر پرواز بین دو قاره ، یک ماجرا و نبرد علیه عوامل طبیعی محسوب می شد ، چندین پرواز برای پست هوایی انجام داد .

از تجربیاتش برای نوشتن کتابهایش استفاده کرد : « هوانورد » ؛ « پست جنوب » ، « زمین انسانها » ( اثری که در سال ۱۹۳۹ جایزه آکادمی فرانسه را کسب کرد ، و زندگی سنت اگزوپری ، پروازها و ملاقات هایی که با افراد مختلف داشته را بیان می کند ) ؛ « شاهزاده کوچک » یا « شازده کوچولو » ( یک داستان شاعرانه و در عین حال فلسفی که میلیونها خواننده در سرتاسر جهان از جمله ایران پیدا کرد ) ؛ « پرواز شبانه » ( که سوژه یک فیلم سینمایی بسیار موفق و زیبا شد ) ؛ « خلبان جنگی » ( داستان تاثر برانگیز یک دسته هواپیمای جنگی فرانسوی که به ماموریتی اعزام شدند که هیچ امیدی برای زنده برگشتن از آن نداشتند ولی با این وجود به خاطر کشورشان که تقریباً جنگ را باخته بود به پرواز در آمدند ) .

پست جنوب

پست جنوب

زمین انسانها

زمین انسانها

شاهزاده کوچک

شاهزاده کوچک

پرواز شبانه

پرواز شبانه

سنت اگزوپری به این حقیقت والا پی برده بود که در جنگ « پیروزی » و « شکست » دو کلمه بی معنی هستند . در جایی می نویسد : « شکست ، پیروزی . . . من نمی توانم از این فرمولها استفاده کنم . پیروزی هایی هستند که انسان را به هیجان می آورند ، ولی در جای دیگر او را تباه می کنند ؛ شکست هایی که نابود می کنند و در جای دیگر بیدار می کنند » .

آنتوان دو سنت اگزوپری

آنتوان دو سنت اگزوپری

در زمان جنگ جهانی دوم سعی کرد به عنوان خلبان هواپیمای جنگی مدرن در کنار نیروهای متفقین وارد خدمت شود ولی به علت تصادفات متعدد و اوضاع نامناسب سلامت جسمی ، فقط به عنوان رزرو از او استفاده شد . ماموریت های کوچک و جزئی از قبیل بازرسی های هوایی و نقشه برداری جهت پیاده کردن نیرو در سواحل فرانسه به او محول می شد .

 

عناوین اصلی :    ( Antoine de Saint-Exupery ) و ( La biographie d’Antoine de Saint-Exupery )

منابع :    ( Selection du Reader’s Digest ) و ( www.futura-sciences.com )

 

نشریه اینترنتی زندگی کودکان

 


پاسخ دهید