زندگی آهنگساز مشهور آلمانی « ریچارد واگنر » – قسمت اول

زندگی آهنگساز مشهور آلمانی « ریچارد واگنر » – قسمت اول

این بار می خواهم زندگی آهنگساز مشهور آلمانی « ریچارد واگنر » – قسمت اول را به شما معرفی کنم ؛ قسمت دوم این مطلب را هم خیلی زود منتشر خواهم کرد . هنگام مطالعه زندگی بزرگان به نکات مثبت و منفی بسیاری بر می خوریم . وقتی بعضی ها را می بینم که سعی می کنند از نظر ظاهری شبیه بعضی شخصیت های نامدار جهان بشوند بدون اینکه چیز زیادی از زندگی او بدانند ، گریه ام می گیرد ! دلم می خواهد به آنها بگویم : « مطالعه کنید و ببینید که آنان چه مسیری را طی کرده اند تا به جایی برسند که نامشان تا ابد در اذهان ملت ها ثبت شود ؟ » زندگی خصوصی و اخلاقی بعضی از واقعاً قابل الگوبرداری نیست ، ولی هتر و علمی که به جهانیان عرضه کردند قابل ستایش است . شما را نمی دانم ولی من خودم را در جایگاهی نمی بینم که در باره هیچکس قضاوت کنم چه رسد به مشاهیر و نامداران جهان ! شاید برای تمام رفتارها و تصمیمات زندگی اش که ممکن است به نظر ما نادرست و حتی غیر اخلاقی برسند ، دلایل خودش را داشته ؛ ولی اراده او را برای کسب عنوان یکی از مشهورترین آهنگسازان تاریخ نه فقط آلمان بلکه جهان ، تقدیر می کنم . اگر مطلب را مطالعه کنید خواهید دید که زندگی او همیشه با موفقیت همراه نبوده ؛ درست است که در دوره ای از زندگی ، حامیان قدرتمندی داشته ولی مزه شکست و حقارت را هم چشیده است . خدا را شاهد می گیرم که هنگام مطالعه این زندگی نامه ها ، به همه « واگنر » ها ، « ویکتور هوگو » ها ، « ادیسون » ها و . . . که در گوشه و کنار کشور عزیزمان ایران هستند ولی فرصت و امکان شکوفایی پیدا نمی کنند فکر می کنم . به امید روزی که همه آنها فرصت نشان دادن استعدادهایشان را به تمام جهانیان پیدا کنند … موفق و پیروز باشید .

ریچارد واگنر

ریچارد واگنر

« ویلهلم ریچارد واگنر » ( Wilhelm richard wagner ) در تاریخ ۲۲ می ۱۸۱۳ در « لایپزیگ » ( Leipzig ) استان « ساکس » ( Saxe ) در شرق آلمان به دنیا آمد . پدرش یک کارمند ساده بود که ۶ ماه بعد از تولد وی از دنیا رفت . علت مرگ وی ، مسمومیت آبهای آشامیدنی « الستر » ( Elster ) به خاطر انباشته شدن اجساد انسان ها و حیوانات کشته شده در جریان « جنگ ملت ها » (۱) درون آب بود . یک سال بعد ، مادرش « جوانا روزین پتز » ( Johanna rosine patz ) با هنرپیشه ای به نام « لودویگ ژه یر » ( Ludwig geyer ) ازدواج کرد . خانم پتز از همسر سابقش سه دختر و دو پسر داشت و پس از ازدواج با آقای ژه یر صاحب دو دختر دیگر هم شد .

جوانا روزین پتز

جوانا روزین پتز

لودویک ژه یر

لودویک ژه یر

گویا همین آقای ژه یر بود که باعث گرایش و علاقه ریچارد به تئاتر و کلاً هنر شد ؛ وی عطوفت و مهربانی بسیاری مانند یک پدر نسبت به فرزندان همسرش از خود نشان داد تا اینکه در سال ۱۸۲۱ از دنیا رفت . خانم ژه یر که برای دومین بار بیوه شده بود بسیار غمگین و ناراحت بود ولی خوشبختانه دختر بزرگش « روزالی » ( Rosalie ) 15 ساله در تربیت و نگهداری بقیه بچه ها به مادرش کمک می کرد .

روزالی خواهر ریچارد واگنر

روزالی خواهر ریچارد واگنر

واگنر در جوانی ، استعداد خاصی در زمینه موسیقی از خود نشان نمی داد ؛ او بیشتر به ادبیات یونان و شعر علاقه مند بود . در سن ۱۱ سالگی اولین تراژدی خود « لو بالد » ( Leubald ) را نوشت . در سن ۱۵ سالگی وقتی برای اولین بار پنجمین سمفونی بتهوون را شنید ، چنان تحت تاثیر قرار گرفت که تصمیم گرفت آهنگساز شود . او بدون اینکه شناختی از تئوری موسیقی داشته باشد و یا حتی نواختن یک آلت موسیقی را بلد باشد ، شروع به نوشتن موسیقی کرد . علاقه وی به ادبیات ، او را به سوی نوشتن سوق می داد تا اینکه ایده آل خود را در اپرا پیدا کرد ؛ با نوشتن اپرا ، هر دو فعالیت مورد علاقه اش را با هم انجام می داد ، موسیقی و ادبیات . واگنر موفق شد یک آهنگساز ، ******** ارکستر ، شاعر و نظریه پرداز موسیقی سرشناس و بزرگ شود اما بیشتر به خاطر اپراهایی که نوشت ، معروف شد . برخلاف بسیاری از آهنگسازان بزرگ دیگر ، او خود ، کارگردانی ، ساخت و تنظیم موسیقی ، و نوشتن و تهیه دفترچه نمایش اپراهایش را بر عهده می گرفت .

ریچارد واگنر جوان

ریچارد واگنر جوان

در سال ۱۸۳۱ در آموزشگاه عالی موسیقی شهر زادگاهش لایپزیگ ، ثبت نام کرد و به جمع شاگردان « تئودور ونلینگ » ( Theodor Weinling ) استاد موسیقی ، آهنگساز و ******** گروه کر پیوست . در سال ۱۸۳۳ به برادرش که ******** گروه کر « وورز بورگ » ( Wurzbourg ) بود پیوست و نزد وی اولین تجربیات صحنه خود را کسب کرد . وی نوشتن اولین اپرای خود « پریان » ( Les Fees ) را به اتمام رساند ، ولی این اپرا حدود ۵۰ سال بعد به روی صحنه رفت ! واگنر مدیر موسیقی تئاتر « وورز بورگ » و « ماگدبورگ » ( Magdebourg ) شد ؛ و در همین جا بود که با هنرپیشه ای به نام « مینا پلانر » ( Minna Planer ) آشنا شد که این آشنایی در تاریخ ۲۴ اکتبر ۱۸۳۶ به ازدواج انجامید .

مینا پلانر اولین همسر واگنر

مینا پلانر اولین همسر واگنر

واگنر اپرای « عشق ممنوعه » ( La Defense d”aimer ) را که از یکی از آثار « ویلیام شکسپیر » ( William Shakespeare ) الهام گرفته بود ، نوشت . این اپرا در سال ۱۸۳۶ به روی صحنه رفت ولی با استقبال کمی روبرو شد . واگنر و مینا در ابتدا در « کانیگزبرگ » ( Konigsberg ) ساکن شدند ، سپس به « ریگا » ( Riga ) جایی که واگنر در آنجا پست مدیریت موسیقی را بر عهده گرفت نقل مکان کردند . در ژوئن ۱۸۳۷ مینا او را به خاطر مرد دیگری ترک کرد ؛ البته پس از مدت کوتاهی برگشت ولی روابط آنان دیگر هرگز به حالت عادی بازنگشت ، و این زندگی به مدت ۳۰ سال همراه با رنج و عذاب ادامه پیدا کرد ! جهان ، آماده درک اپراهای واگنر نبود و آنها موفقیت چندانی کسب نکردند . واگنر برای فرار از دست طلبکاران در سال ۱۸۳۹ به اتفاق مینا ، ریگا را ترک کردند . با کشتی عازم لندن شدند . در راه ، کشتی آنان گرفتار طوفان شد و چیزی نمانده بود غرق شود . این ماجرا الهام بخش واگنر برای نوشتن اپرای « گردش هلندی » ( La Ballade Hollandaise ) و « کشتی ارواح » ( Le Vaisseau Fantome ) شد . نگارش اپرای « کشتی ارواح » هفت هفته طول کشید که واگنر طرح اولیه آن را به قیمت ۵۰۰ فرانک به یک ناشر فرانسوی فروخت .

ریچارد واگنر

ریچارد واگنر

واگنر به پاریس رفت ، جایی که سه اثر اول او با شکست کامل روبرو شدند ، گاهی به دلیل ناآگاهی و عدم شناخت مردم ، و گاهی به دلیل . . . سرنوشت ! اگر عدم توافق بین بازیگران اپرای « عشق ممنوعه » در ماگدبورگ باعث شکست آن شد ، اما شکست تئاتر رنسانس پاریس ، سر و صدای بیشتری داشت ! در آن زمان در پاریس اپراهای « مه یر بیر » ( Meyerbeer ) جایی برای خودنمایی دیگران نمی گذاشت . در آغاز ، واگنر مایل نبود که ااپراهایش به نمایش عمومی گذاشته شوند بلکه بیشتر دلش می خواست که قشر خاصی از مردم اپراهای او را ببینند ؛ اما چون مشکلات مالی اجازه این بلند پروازی ها را به او نمی داد ، به ناچار نمایش عمومی را پذیرفت . واگنر و مینا مدتی در پاریس ماندند ، و ریچارد از طریق تنظیم اپراهای آهنگسازان دیگر و نوشتن مقاله برای نشریات تخصصی موسیقی درآمد مختصری کسب می کرد ؛ چیزی که باعث شد وی سلیقه موسیقی آن دوران را به کلی رد کند !

ریچارد واگنر

ریچارد واگنر

این مورد بی مهری قرار گرفتن ها ، گریبانگیر واگنر بودند تا زمانی که به آلمان بازگشت و در « درسد » ( Dresde ) ساکن شد . در سال ۱۸۴۰ اپرای « ری ینزی » ( Rienzi ) را نوشت که اولین بار در تاریخ ۲۰ اکتبر ۱۸۴۲ به روی صحنه رفت و موفقیت قابل ملاحظه ای کسب کرد . این اتفاق باعث شد غم و غصه و شکست های پاریس را به دست فراموشی بسپارد ، مخصوصاً وقتی که به سمت مدیر تئاتر سلطنتی منصوب شد . وی کاملاً خود را وقف مسئولیت جدیدش کرد و موفقیت های بزرگی را به عنوان ******** ارکستر آهنگسازان نامداری  همچون « مو******** » ( Mozart ) ، « وینچنزو بلینی » ( Vincenzo Bellini ) ، « کارل ماریا فون وبر » ( Carl maria von Weber ) ، . . . و سمفونی ۹ بتهوون کسب کرد . واگنر و مینا ۶ سال در درسد ماندند ، جایی که دو اپرای « گردش هلندی » و « تانهاوزر » را به روی صحنه برد ، که هر دو با شکست مواجه شدند . او تا پایان عمر روی اپرای تانهاوزر کار می کرد .

صحنه ای از اپرای تانهاوزر

صحنه ای از اپرای تانهاوزر

واگنر وارد گروههای آنارشیست و آشوب طلب شد و در سال ۱۸۴۹ زمانی که انقلاب آلمان آغاز شده بود از درسد اخراج شد ؛ وی که تحت تعقیب پلیس بود با استفاده از یک پاسبورت جعلی که فرانز لیست در اختیارش گذاشته بود به « زوریخ » ( Zurhch ) سوئیس فرار کرد . جایی که ۱۲ سال از عمرش را در آنجا سپری کرد . در سوئیس با وجود اینکه از دنیای موسیقی آلمان دور بود ، بدون درآمد ، و امید بسیار کمی که برای به روی صحنه بردن آثاری که می نوشت داشت ، دوران خلاقیت پر باری را سپری کرد . در سن ۴۰ سالگی پیرو فلسفه « آرتور شوپنهاور » ( Arthur Schopenhauer ) که موسیقی را در خدمت درام می دانست شد ؛ و تحت تاثیر وی ، گیاهخوار و م********ع حقوق حیوانات شد .

آرتور شوپنهاور

آرتور شوپنهاور

در این هنگام مینا پلانر از او جدا شد چون نمی خواست او را دنبال کند . در سال ۱۸۵۲ در سوئیس با خانواده ثروتمند « وزندوک » ( Wesendok ) آشنا شد . در آوریل ۱۸۵۷ وقتی آقای « اتو وزندوک » ( Otto Wesendok ) از وی دعوت کرد تا در خانه ای که در املاک خود نزدیک کوههای آلپ داشتند زندگی کند ، بلافاصله پذیرفت . در آنجا با « ماتیلد وزندوک » ( Mathilde Wesendok ) خانم جوان ۲۴ ساله ای که عاشق موسیقی واگنر بود آشنا شد . برای وی این یک عشق ایده آل بود اما در این مورد ، بیشتر شبیه یک میوه دست نیافتنی بود ، چون ماتیلد متاهل بود ؛ خوشبخت نبود ولی شوهر داشت !

ماتیلد وزندوک

ماتیلد وزندوک

در اوت ۱۸۵۷ در حالیکه نیمی از اپرای « زیگفرید » را نوشته بود به خاطر تردیدهای هنرمندانه اش نوشتن آن را کنار گذاشت ، و فقط ۱۲ سال بعد بود که دوباره ادامه آن را از سر گرفت ! در همین دوران بود که درام « تریستان و ایزولد » ( Tristan et Isolde ) را نوشت که اثری سرشار از عشق ، ناامیدی و لطافت بود . در نوشتن این اپرای پرشور ، از دو قطعه از اشعار ماتیلد استفاده کرد . پس از نوشتن اپرای تریستان و ایزولد تا مدتها یک زندگی خانه بدوش بین ونیز ، وین ، پراگ و مسکو را سپری کرد . در این برهه از زمان ، بزرگترین دشمنان واگنر ، آهنگسازان حرفه ای آن زمان « مه یر بیر » ، « روسینی » ( Rossini ) ، « برلیوز » ( Berlioz ) ، « شومن » ( Schuman ) و غیره بودند . فقط « فرانز لیست » ( Franz Liszt ) از او دفاع می کرد ؛ وی در باره واگنر گفته بود : « هنر ، یک قدردانی ابدی به این آهنگساز بزرگ مدیون است . »

فرانز لیست

فرانز لیست

وقتی واگنر نوشتن اپرای « لوهن گرین » ( Lohengrin ) را به اتمام رساند ، از دوستش فرانز لیست خواهش کرد تا در غیاب وی ، اولین اجرای این اپرا را ********ی کند ؛ بدین ترتیب در سال ۱۸۵۰ ********ی اولین اجرای اپرای لوهن گرین در « وایمار » ( Weimar ) را فرانز لیست بر عهده داشت که موفقیت بزرگی را به دنبال داشت و بر وجهه و اعتبار وی افزود .

در سال ۱۸۵۹ واگنر تصمیم گرفت شانس خود را برای دومین بار در پاریس بیازماید ؛ ستاره « مه یر بیر » رو به افول بود ، و وی زمان را برای این کار مناسب تشخیص داد . او تصمیم داشت نسخه جدید و فرانسوی اپرای تانهاوزر را به روی صحنه ببرد . تمرین ها بسیار سخت و فشرده بود ؛ دکورها فوق العاده زیبا و باشکوه بودند ، و برای اینکه مورد پسند پاریسی ها قرار بگیرد حتی باله را هم به آن افزوده بود . ظاهراً همه چیز برای یک موفقیت چشمگیر آماده بود ، ولی . . . اولین اجرا در تاریخ ۱۳ مارس ۱۸۶۱ یک فاجعه بود ! شدت فاجعه به حدی بود که همه اجراهایی که از قبل پیش بینی شده بودند نیز لغو شدند ! . . . نویسنده و آهنگساز اثر ، زمان اجرای باله را که معمولاً در دومین پرده اجرا می شد ، بر خلاف عادت همیشگی درست بعد از شروع نمایش قرار داده بود !

صحنه ای از اپرای تانهاوزر

صحنه ای از اپرای تانهاوزر

قسمتی از یک مقاله که فردای آن روز در این مورد در مطبوعات چاپ شد ، نشان دهنده شدت و میزان عکس العمل هاست : « دیشب ، بالاخره موفق به دیدن تانهاوزر معروف که این همه از آن حرف می زدند ، شدیم . سالن نمایش فوق العاده باشکوه بود ، و با تصاویر زیادی از مناظر پاریس تزئین شده بود . اعلیحضرت امپراطور هم بعد از اجرای اولین قسمت از پرده اول وارد سالن شدند . . . آقای « آلبرت دو لا سال » ( Albert de la Salle ) شنبه آینده برداشت های کارشناسانه یک آهنگساز را از این نمایش به اطلاع شما خواهند رساند ؛ این چند خطی که در مقابل دیدگان خود دارید فقط نظر نویسنده آن است که احساس می کند بیشتر در حال نوشتن روی سنگ قبر است ، چون به نظر او تانهاوزر از همان نفس آغازین در حال احتضار بود . به نظر می آمد که با تمام صداهایی که کاملاً به هم ریخته بود در حال اجرای مراسم عزاداری خودش است . . . این اپرا نیست ، یک مراسم خاکسپاری است ! »

ریچارد واگنر

ریچارد واگنر

در سال ۱۸۶۰ مینا درگذشت . بعد از ماجرای پاریس ، واگنر به آلمان بازگشت و نوشتن اپرای استاد آواز نورنبرگ را آغاز کرد ؛ اما اوضاع مالی او اصلاً بهتر نشده بود . در این زمان عجیب ترین دوران زندگی پر تلاطم واگنر آغاز شد .

***************************

( ۱ ) : ۱۶ اکتبر ۱۸۱۳ « جنگ ملت ها » در نزدیکی شهر لایپزیگ در قلب آلمان آغاز شد . این جنگ سه روز طول کشید و با عقب نشینی ارتش بزرگ به آن سوی رودخانه راین به پایان رسید . ارتش بزرگ ناپلئون اول پس از اینکه از روسیه و اسپانیا رانده شده بود ، از آلمان هم رانده شد ؛ و این ، سر آغاز « پایان » وی بود !

علت اینکه آن را « جنگ ملت ها » نامیده اند این است که مانند زمان های گذشته ، خاندان های سلطنتی نبودند که علیه یکدیگر می جنگیدند بلکه این بار ، مردم کشورها در مقابل یکدیگر ایستاده بودند !

( ۲ ) : انقلاب ۱۸۴۸ آلمان که « انقلاب مارس » نیز خوانده می شود ، بخشی از جنبش های ۱۸۴۸ بود که در بسیاری از کشورهای اروپایی رخ داد . این انقلاب در درون کنفدراسیون آلمان به علاوه امپراتوری اتریش در گرفت ؛ و نشان دهنده ی ناخشنودی مردم آلمان از سیستم اداری و سیاسی آشفته ۳۹ حکومت مستقل در آلمان را نشان داد که از زمان امپراتوری مقدس روم به ارث رسیده بود . همچنین ، این جنبش ، درخواست مردم آلمان برای آزادی سیاسی و دموکراسی بیشتر را نشان داد .

عنوان اصلی :     Richard Wagner : Biographie

منابع :    www.vopus.org/fr     و      www.symphozik.info

نشریه اینترنتی زندگی کودکان


پاسخ دهید