« سودوما » زنجیر عدالت

« سودوما » زنجیر عدالت

« سودوما » زنجیر عدالت ، یکی از افسانه های قدیمی کشور پهناور و پر رمز و راز روسیه است . داستان ، حکایت از کور بودن عدالت بشری دارد و این موضوع را به ما یادآوری می کند که قوانین و عدالت بشری هر چقدر هم که کامل و عادلانه باشند در تمام موارد نمی توانند حق مظلوم را از ظالم بگیرند ؛ و همیشه انسانهایی هستند که این قوانین را بازیچه قرار داده و به قول بعضی ها ، آنها را دور می زنند !! تنها قانونی که هیچ موجود زنده ای قادر به سواستفاده از آن به نفع خودش نیست و برای اجرای عدالت احتیاجی به شاهد و مدرک ندارد ، « قانون الهی » است . هیچکس را از محکمه عدل الهی گریزی نیست ؛ امیدوارم همه ما در مقابل این محکمه رو سفید باشیم .

1 - سودوما زنجیر عدالت

1 – سودوما زنجیر عدالت

در کشور روسیه ، استان « پسکوف » ( Pskov ) ، رودخانه ای به نام « سودوما » ( Soudoma )جریان دارد ؛ در کنار این رودخانه کوچک ، دو کوه باشکوه درست روبروی یکدیگر قرار دارند . در گذشته های بسیار دور ، روی اولین کوه ، شهر کوچکی قرار داشت به نام « ویچ گورود » ( Vychgorod ) . می گویند که در گذشته های دور ، هر وقت اختلافی بین اهالی شهرها و روستاهای اطراف پیش می آمد و نیاز به قضاوت عادلانه یک مرجع بی طرف و مورد اطمینان داشتند ، روی قله کوه دوم جمع می شدند .

2 - سودوما زنجیر عدالت

2 – سودوما زنجیر عدالت

در افسانه ها گفته شده که در این هنگام زنجیری از آسمان نمایان می شد و فقط کسی که حقیقت را می گفت قادر به لمس کردن این زنجیر بود ؛ و کسی که دروغ می گفت و عدالت را زیر پا گذاشته بود کوچکترین شانسی برای لمس کردن این زنجیر نداشت .

روزی مرد متقلبی ، مبلغی را از شخص دیگری قرض گرفت . وقتی موعد پس دادن قرض رسید ، آن مرد همه چیز را انکار کرد و گفت که هیچ پولی از کسی قرض نگرفته است ! برای حل و فصل هر چه سریع تر این ماجرا ، از آن دو مرد خواسته شد که بالای کوه دوم حاضر شده و زنجیر عدالت را لمس کنند . مردی که پول قرض داده بود ، به طرف زنجیر رفت ، دستش را دراز کرد و بدون کوچکترین مشکلی زنجیر را لمس کرد . . . طبیعی بود ، او واقعیت را می گفت .

3 - سودوما زنجیر عدالت

3 – سودوما زنجیر عدالت

حالا نوبت مرد دروغگو بود ؛ با اعتماد به نفس کامل و گامهایی استوار به طرف زنجیر رفت . اول عصای خودش را به مرد مهربان سپرد تا دست و پا گیر او نشود . دستش را به طرف زنجیر دراز کرد و . . . به راحتی آن را لمس کرد ! مردم گیج شده بودند ؛ چطور ممکن بود هر دو نفر حق داشته باشند ؟ یقیناً یکی از آن دو نفر دروغ می گفت ! پس چطور هر دو نفر توانستند زنجیر عدالت را لمس کنند ؟

4 - سودوما زنجیر عدالت

4 – سودوما زنجیر عدالت

در واقع عصای مرد دروغگو تو خالی بود ، و او پولی را که از آن مرد بیچاره قرض گرفته بود داخل آن پنهان کرده بود ؛ بنابراین وقتی عصای خودش را یک لحظه به آن مرد بیچاره سپرد ، مثل این بود که پولی را که از او گرفته ، به او پس داده است . مرد مهربان وقتی عصا را از او گرفت خبر نداشت که پولهای خودش را در دست دارد ! مرد طماع با این حیله ، بدهی خودش را فقط تا زمانی که زنجیر عدالت را لمس کند تسویه کرد و همه را فریب داد !

5 - سودوما زنجیر عدالت

5 – سودوما زنجیر عدالت

مرد دروغگو عصای خودش را پس گرفت و راه بازگشت را در پیش گرفت ؛ اما چون عصا به خاطر توخالی بودنش ضعیف تر شده بود با اولین فشار در هم شکست و تمام پولهایی که داخل آن جاسازی شده بودند بیرون ریخت ! و بدین ترتیب همه به چگونگی کلاهبرداری مرد دروغگو پی بردند . او محاکمه و محکوم شد و پول را به صاحب اصلی آن پس دادند .

6 - سودوما زنجیر عدالت

6 – سودوما زنجیر عدالت

قدیمی ها می گویند که بعد از آن روز ، زنجیر عدالت به آسمان رفت ، و دیگر هرگز به زمین برنگشت .

 

عنوان اصلی :    Soudoma , la chaine de la justice

منبع :    www.lespetiteshistoires.fr

 

نشریه اینترنتی زندگی کودکان


پاسخ دهید