« جوزف مریک » یا مرد فیل نما – قسمت اول

« جوزف مریک » یا مرد فیل نما

در میان تمام کسانی که سالها تحت عنوان « هیولا » نامیده شدند ، « جوزف مریک » یا مرد فیل نما یقیناً معروف ترین آنان است . از آن گذشته ، فیلمی که « دیوید لینچ » ( David Lynch ) فیلم ساز معروف تحت عنوان « مرد فیل نما » ( The Elephant Man ) در سال ۱۹۸۰ از زندگی ابن مرد که سرنوشتی بسیار غم انگیز داشت ، ساخت او را مشهورتر کرد . من این فیلم را که از تلویزیون ایران هم پخش شده ، دیده ام و به شما هم توصیه می کنم اگر امکانش را پیدا کردید حتماً آن را ببینید . در این فیلم نقش « جوزف مریک » را « جان هارت » ( John Hurt ) ، و نقش پروفسور « تره وز » را « آنتونی هاپکینز » ( Anthony Hopkins ) بازی کرده اند .

واقعاً نمی دانم چه چیزی می توانم به این مطالب اضافه کنم ؛ فقط خواهش می کنم احساساتی نشویم و شعار ندهیم که اگر من بودم چنین می کردم و چنان ! اصلاً معلوم نیست که آیا هر یک از ما حاضر می شدیم با چنین موجودی حتی فقط هم کلام شویم یا نه ؟! تنها احساسی که بعد از شنیدن داستان زندگی جوزف مریک داشتم ، به عنوان یک انسان ، به خاطر رفتارهایی که با او شده بود شرمنده بودم و هستم ؛ و خدا را شکر می کنم که در سالهای آخر عمرش لااقل طعم عزت و احترام را هم چشید . قویاً معتقدم که هدف خداوند از خلقت افرادی مانند « جوزف مریک » ، امتحان کردن بقیه انسانهاست ؛ در این امتحان بعضی ها مردود شدند و بعضی ها هم با رتبه بالا قبول شدند . . . خداوند هر کس را به اندازه ظرفیتش امتحان می کند ؛ سعی کنیم از امتحانات خودمان روسفید بیرون بیاییم .

قسمت دوم این داستان را هم خیلی زود منتشر می کنم ، امیدوارم مورد توجه شما قرار بگیرد .

جوزف مریک

جوزف مریک

اصولاً در قرن نوزدهم ، همه کسانی را که از نوعی ناهنجاری پوستی رنج می بردند ، « مرد فیل نما » یا « زن فیل نما » می نامیدند . امروزه اما می دانیم که جان مریک ، نه از بیماری « فیلی شدن » یا « داء الفیل » ( Elephantiasis ) (1) رنج می برد و نه از بیماری « رکلینگ هاوزن » ( Recklinghausen ) (2) ؛ بلکه از سندرومی به نام « پروته » ( Protee ) که نوعی بیماری ژنتیکی است که در رشد بافت های بدن اختلال ایجاد نموده و باعث ایجاد تغییر شکل در این بافت ها می شود .

نام واقعی « جان مریک » ( John Merrick ) ، « جوزف » ( Joseph ) است ، اما هنگامی که پروفسور « فردریک تره وز » ( Frederick Treves ) جراح و حامی مریک ، در سال ۱۹۲۳ زندگی وحشتناک او را به رشته تحریر در می آورد ، این اشتباه را مرتکب شد ؛ به همین خاطر او به نام « جان مریک » شناخته شده تر است تا « جوزف مریک » .

پوستر فیلم مرد فیل نما اثر دیوید لینچ

پوستر فیلم مرد فیل نما اثر دیوید لینچ

« جوزف کی زی مریک » ( Joseph Casey Merrick ) 5 اوت ۱۸۶۲ در « لیسستر » ( Leicester ) انگلستان به دنیا آمد . مادرش « مری جین پاترتون » ( Mary jane Potterton ) وقتی که پسرش هنوز خیلی جوان بود از دنیا رفت . پدرش « جوزف راکلی مریک » ( Joseph Rockley Merrick ) دوباره ازدواج کرد ؛ اما همسر دوم پدرش از دیدن تغییر شکل های بدن جوزف که در آن زمان فقط ۱۰ سال داشت وحشت زده می شد . به نظر می رسد که تغییر شکل بافت های بدن جوزف از سن ۲۱ ماهگی شروع شده بود . مادرش علت این تغییر شکل ها را اینگونه توجیه کرده بود که گویا زمانی که باردار بوده یک فیل سیرک باعث زمین خوردن او شده بود . . . این استدلال عجیب و غریب بدون شک غیر واقعی است !

پسر جوان به ناچار منزل پدری را در سن ۱۲ سالگی ترک کرد و به خانه عمویش « چارلز بارنابوس مریک » ( Charles Barnabus Merrick ) رفت تا اینکه در سال ۱۸۷۹ وارد « خانه مستمندان » شهر لیسستر شد . او درآمد اندکی از راه واکس زدن کفش مردم در خیابان ، فروش خانه به خانه وسایل خرازی و انجام کارهای کوچک دیگر در خیابان های شهر بدست می آورد ، جایی که بارها مورد آزار و بد رفتاری قرار گرفت .

جوزف مریک در سال 1886

جوزف مریک در سال ۱۸۸۶

بدبختانه تغییر شکل جسمی وی به حدی بود که به زودی به یک سوژه نمایشی تبدیل شد . بدین ترتیب او بوسیله شخصی به نام « سم تور » ( Sam Torr ) از شهری به شهر دیگر به نمایش گذاشته شد . جوزف مریک که به او لقب « مرد فیل نما » داده بودند ، چند بار در روز در مقابل دیدگان مردمی که عاشق این جور نمایش های زشت و نادرست بودند ، خودش را نشان می داد . برای پنهان کردن ظاهرش ، جوزف کیسه هایی را به جای جوراب به پا می کرد ، کلاه بزرگی روی سرش می گذاشت و از یک تکه پارچه بزرگ هم برای پنهان کردن چهره اش استفاده می کرد ؛ و بدنش هم زیر یک شنل گشاد سیاه ، پوشیده بود .

پروفسور فردریک تره وز

پروفسور فردریک تره وز

اگر امروزه ما چیزی در باره جوزف مریک و بیماری و ظاهر و زندگی او می دانیم ، همه اینها به لطف پروفسور « تره وز » است . این دانشمند در شرایط جالب و عجیبی با مریک آشنا شد . او در حال قدم زدن در خیابان « وایت چپل رود » ( Whitechapel Road ) بود که روی ویترین یکی از مغازه ها نوشته ای دید بدین مضمون : « بیایید مرد فیل نما را ببینید ، نیمه انسان ، نیمه حیوان ! » پروفسور که کنجکاو شده بود ، دو پنی پول بلیط را داد و وارد شد . البته عده ای هم معتقدند که یکی از دانشجویان رشته پزشکی به نام « رجینالد تاکت » ( Reginald Tuckett ) بوده که موضوع این نمایش را برای « تره وز » تعریف کرده و آدرس محل نمایش را که در نزدیکی بیمارستان لندن بوده به وی داده است . پشت مغازه ی تقریباً مخروبه ، موجود درمانده ای روی یک پتو پنهان شده بود . به دستور صاحب آن مکان ، آن « چیز » برخاست و نیمه برهنه در حالی که فقط لباس زیر به تن داشت خودش را به حاضرین نشان داد .

صحنه ای از فیلم مرد فیل نما اثر دیوید لینچ

صحنه ای از فیلم مرد فیل نما اثر دیوید لینچ

پروفسور « تره وز » جوزف مریک را اینطور وصف کرده است : « سری با شکل و اندازه ای غیر عادی . در جایی که باید ابروها باشند ، یک توده استخوانی قرار گرفته . از قسمت بالای سر ، یک ساک پوستی اسفنجی که بیشتر شبیه یک گل کلم قهوه ای رنگ است ، آویزان شده است . مقداری مو روی این « سر » دیده می شود . از قسمت فک بالا یک توده استخوانی دیگر ، رو به جلو روییده است . از همین نوع برآمدگی از قسمت دهان و لب بالایی به طرف بیرون برگشته . دماغ ، بیشتر شبیه یک توده بد شکل گوشتی است . از پشت سر و قسمت کمر ، یک توده پوستی آویزان شده که تا ران ها می رسد . یکی از بازوها تقریباً طبیعی است ، اما بازوی دیگر بسیار بزرگ با دستی در انتها که بیشتر شبیه چوب رختشویی است و انگشتانی بد شکل و غیر عادی دارد . یک توده گوشتی متورم هم روی سینه وجود دارد . اعضای قسمت پایین بدن هم شکل عادی ندارند . مریک به دلیل حادثه ای که در دوران کودکی داشته می لنگد . در ضمن ، پوست او بوی تهوع آوری می دهد . » پروفسور « تره وز » اعتراف می کند که نمونه نفرت انگیزی از بشریت را دیده است ؛ با وجود این دلش به حال مریک سوخت و به پلیس اطلاع داد چون نمایشهای انسانی از این قبیل در انگلستان ممنوع بود .

جوزف مریک

جوزف مریک

پس از دخالت « تره وز » ، مجری این برنامه ، انگلستان را ترک و سعی کرد هیولای خود را در فرانسه و سپس در بلژیک به نمایش بگذارد ، اما مقامات آن کشورها هم ، چنین اجازه ای به او ندادند . « مرد فیل نما » چون دیگر ارزشی نداشت ، در یک قطار به حال خود رها شد . چون مریک کسی نبود که بتواند بدون جلب توجه تردد کند توسط پلیس فرانسه بازداشت و تحویل مقامات انگلستان گردید . مریک ، کارت ویزیت پروفسور « تره وز » را به همراه داشت و بدین ترتیب بود که به او تحویل داده شد . او را در بیمارستان لندن مستقر کرده و دو اتاق کوچک در اختیار وی قرار دادند . برای اولین بار در طول زندگی اش مریک سقفی بالای سرش داشت و مجبور نبود مانند حیوانات سیرک خودش را به نمایش بگذارد .

******************************

( ۱ ) : نوعی بیماری که ریشه انگلی داشته و در کشورهای مناطق استوایی رایج ، ولی در اروپا ، بسیار نادر است .

( ۲ ) : نوعی بیماری مربوط به سلسله اعصاب که یا از طریق موروثی به بیمار منتقل می شود و یا نوعی جهش ژنتیکی است که در کارکرد بافت ها و استخوان های بدن اختلال ایجاد می کند که در بدترین حالت باعث ایجاد تغییر شکل هایی شبیه به مورد جوزف مریک در بیمار می گردد .

عنوان اصلی :   Elephant Man

منبع :    www.dinosoria.com

نشریه اینترنتی زندگی کودکان


پاسخ دهید