« ژول سزار » امپراطور روم – قسمت سوم و پایانی

« ژول سزار » امپراطور روم – قسمت سوم و پایانی

تاکنون از زندگی ، فتوحات و مرگ « کایوس ژولیوس سزار » ، فیلم ها ، سریال ها ، کتاب ها ، حتی کارتون ها و داستانهای مصور بسیاری ساخته شده و به احتمال قوی باز هم ساخته خواهد شد . شاید شما هم مثل من از خودتان پرسیده باشید که کدام قسمت از این ماجراها واقعیت دارد و کدام قسمت آن زائیده ی تخیلات نویسندگان آنهاست ؟ در قسمت اول این مطلب به شرح مختصری از اوضاع سیاسی و اجتماعی امپراطوری روم ، سالهای ابتدایی زندگی ژول سزار و سلسله مراتبی که وی برای به قدرت رسیدن طی کرد اشاره کردیم ؛ و در قسمت دوم به فتوحات و جنگهای وی پرداختیم . در « ژول سزار » امپراطور روم – قسمت سوم و پایانی این مطلب به سالهای آخر عمر و خودکامگی های وی که به مرگ جمهوری و آغاز امپراطوری روم منجر شد اشاره می کنیم .

1 - ژول سزار امپراطور روم

1 – ژول سزار امپراطور روم

از این پس سزار می توانست خود را ارباب بی چون و چرای روم بداند . در سن ۵۵ سالگی ، به علت کم مو بودن ، دوست داشت تاجی به شکل برگ بو به عنوان سمبل پیروزی هایش را روی سرش بگذارد . به ظاهرش خیلی اهمیت می داد و دوست داشت همیشه آراسته باشد . زندگی لوکس را دوست داشت . گاهی اوقات دچار حملات صرع می شد اما به راحتی خستگی را تحمل می کرد و هیچ ترسی از فعالیت زیاد نداشت .

حریفان او بیشتر از حرص و طمع و جاه طلبی بی حد و مرز او گله داشتند . او از سرنوشت خود مطمئین بود و به یک حفاظت ماوراءطبیعی از خودش که در همه امور به او کمک می کرد و باعث پیروزی اش می شد اعتقاد داشت . سزار خیلی کار می کرد و مشاورین و معاونین ماهر و مفید بسیاری را در اطراف خود داشت . او به خوبی قادر به نوشتن متن قوانین ، به هدف رساندن اصلاحات کشوری و هدایت و ********ی یک دولت بود .

2 - ژول سزار امپراطور روم

2 – ژول سزار امپراطور روم

این توانایی ها بسیار برایش مفید بودند زیرا او بالاخره تمام قدرت جمهوری را در دست گرفته بود . او چندین بار ، پی در پی ، و آخرین بار به مدت ۱۰ سال ( به جای یک سال به طور طبیعی ) به عنوان کنسول انتخاب شد . او چندین بار عنوان « دیکتاتور » را کسب کرد و آخرین بار دیکتاتور مادام العمر ( به جای شش ماه فقط ) نامیده شد . او همزمان کنسول و دیکتاتور بود ، چیزی که اصولاً غیر ممکن است !

سزار می توانست جلوی رای گیری برای قوانینی که دوست نداشت را بگیرد ، کاندیداهایی را که خود را برای ******** معرفی می کردند گزینش کند ، سناتورها و کنسول هایی که خودش آنها را انتخاب می کرد منصوب کند ، اعلام جنگ کند یا پیمان صلح امضا کند . او تمامی لژیون ها را تحت فرمان خود داشت ؛ کلیه امور مالی کشور زیر نظر او بود . حالا که ثروتمندترین مرد روم شده بود ، مطلقاً همه چیز تحت کنترل او بود . سزار محبوبیت فراوانی در بین مردم داشت و مایل بود هر طور شده این محبوبیت را حفظ کند . به طور مرتب برای مردم مبارزات گلادیاتورها را برگذار می کرد . به طور ماهرانه ای طوری رفتار می کرد که متحدین قدیمی پوم پی نگران سرنوشت خود نباشند .

3 - ژول سزار امپراطور روم

3 – ژول سزار امپراطور روم

سزار چهره روم را تغییر می دهد

سزار از قدرت خود برای انجام اصلاحات استفاده می کرد ؛ بادوام ترین این اصلاحات ، اصلاح تقویم بود . تقویم قدیمی عقب افتاده بود و دیگر با فصول سال مطابقت نداشت . پس از م******** و نطرخواهی از منجمین ، سالهای کبیسه را ابداع کرد ؛ این سیستم جدید که به یادبود سزار ، « ژولین » ( Julien ) نامیده شد هنوز هم معتبر بوده و با کمی تغییرات مورد استفاده قرار می گیرد .

در « گل » ( Gaule )یا فرانسه فعلی ، اسپانیا ، یونان و آفریقای شمالی ، شهرهای جدیدی احداث کرد . به تعداد زیادی از اهالی استان ها و مستعمرات روم اجازه داد تا با قبول تابعیت ، شهروند رومی بشوند . به فکر شهروندان بدهکار بود و به فکر مبلغ اجاره خانه ها بودکه بسیاری از شهروندان قادر به پرداخت آن نبودند . برای اینکه شهروندان و لژیونرهای بازنشسته مالک شوند ، زمین هایی را در ایتالیا بین آنان تقسیم کرد . سزار ، چهره شهر روم را با احداث ساختمان های بزرگ و اعجاب آور کاملاً تغییر داد . یک ساختمان جدید برای بحث های نمایندگان مردم در باره امور عمومی احداث کرد چون محل قبلی آن کوچک بود .

4 - چهره روم در دوران حکومت سزار

4 – چهره روم در دوران حکومت سزار

یک معبد فوق العاده زیبا از سنگ مرمر برای الهه « ونوس » ( Venus ) ، و در مقابل آن میدانی با دهها ستون احداث می کند . درست روبروی این معبد ، سزار مجسمه خودش سوار بر اسب مورد علاقه اش را نصب کرد . مردم می توانستند از تماشای آب نماها و دیگر آثار هنری که به الهه ونوس تقدیم شده بود لذت ببرند .

5 - سیرک بزرگ روم

5 – سیرک بزرگ روم

او همچنین سیرک بزرگ که مسابقات ارابه رانی در آن اجرا می شد را بازسازی کرد .احداث یک تئاتر جدید را آغاز کرد و تصمیم گرفت تا اولین کتابخانه عمومی را در روم افتتاح کند . او برای احداث یک معبد بزرگ برای « مارس » ( Mars ) خدای جنگ و همسر ونوسبرنامه ریزی های لازم را انجام داد . برای بزرگتر کردن شهر ، تصمیم گرفت تا مسیر رودخانه « تیبر » ( Tibre ) را که از وسط آن می گذشت تغییر دهد .

در مجموع سزار مورد علاقه مردم بود چون به خوبی می دانست چطور به مردم طبقه پایین توجه کند ؛ او به آنها اجازه داد تا برای تصویب قوانین رای بدهند . با احتیاط کامل  و با هدف خنثی کردن تحریکات و شورش های احتمالی در روم ، تمام تلاش خود را به کار می برد تا وضع زندگی روزمره مردم پایتخت را بهبود بخشد .

سزار مورد احترام اما منفور

در بین شهروندان روم کسانی هم بودند که از سزار متنفر بودند چون کارهایی می کرد که بعضی ها فکر می کردند که او خودش را یک پادشاه یا حتی یک خدا می داند .

6 - سکه با تصویر سزار

6 – سکه با تصویر سزار

 

7 - سکه با تصویر سزار

7 – سکه با تصویر سزار

سکه ها با تصویر چهره او که گاهی اوقات تاج بر سر دارد ، ضرب شدند . او بر روی چیزی که بیشتر شبیه تخت شاهی بود می نشست و وقتی سناتورها به دیدنش می آمدند حتی از جای خودش هم بلند نمی شد تا به آنان ادای احترام کند .

با این اوصاف آیا خودش را یک « خدا » نمی دانست ؟ مجسمه او در معابد در کنار مجسمه های خدایان و الهه ها دیده می شد . ماه تولد او « کوئین تی لیس » ( Quintilis ) تغییر نام داده و از آن پس « ژولیوس » ( Julius ) یا ژوئیه فعلی خوانده شد . جشن های باشکوه و مجللی برای او برگذار می شد ؛ و یک روحانی ، مسئول برگذاری مراسم های ویژه آئین او شد ، درست مثل اینکه واقعاً یکی از خدایان روم بود !

8 - سزار و سناتورها

8 – سزار و سناتورها

از این گذشته سزار نقشه فتوحات جدیدی ، به ویژه جنگ بزرگی بر علیه آخرین رقبای رومی ها یعنی پارسیان را در سر می پروراند . او شروع به گردآوری پول و نیروهای لازم برای این لشکرکشی خطرناک کرد . قبل از ترک روم ، او باید نمایندگان سنا را گرد هم می آورد . شایع شده بود که قصد دارد در این جلسه خودش را پادشاه اعلام کند . تعدادی از سناتورها برای جلوگیری از این کار ، نقشه از میان برداشتن سزار را می کشند . در بین آنان طرفداران قدیمی پوم پی که سزار پس از پیروزی در کمال سخاوت ، آنان را بخشیده بود ، و تعدادی از مشاورین و نزدیکان خودش نیز دیده می شدند . آنان یا به خاطر به دست نیاوردن همه آن چیزهایی که انتظارش را داشتند ، ناامید شده بودند ، و یا اینکه جداً فکر می کردند که سزار قصددارد قدرت کامل و برتر را در خانواده خود نگهدارد ، و یا اینکه واقعاً جمهوری را در خطر می دیدند .

9 - کشته شدن سزار به دست تعدادی از سناتورها

9 – کشته شدن سزار به دست تعدادی از سناتورها

روز ۱۵ مارس سال ۴۴ قبل از میلاد

بعضی از همراهان سزار که شایعاتی مبنی بر سوءقصد احتمالی به جان او را شنیده بودند به وی توصیه کردند که به جلسه سنا در روز ۱۵ مارس نرود .یکی از آنان ، همانروز صبح ، یادداشتی به دست سزار داد که تمام جزئیات توطئه در آن ذکر شده بود . اما سزار وقت خواندن آن را نداشت و مستقیماً وارد سالنی شد که سناتورها منتظرش بودند . بلافاصله توطئه گران که همگی زیر لباسهای خود خنجری پنهان کرده بودند دور او حلقه زدند . با علامت یکی از آنها ، همه برای ضربه زدن با خنجرشان به سوی سزار شتافتند . سزار سعی کرد از خودش دفاع کند ولی او تنها بود . یک نفر مامور شده بود تا سر « آنتوان » ( Antoine ) وفادارترین مشاور او را در خارج از سالن گرم کند و مانع ورود او شود . طرفداران سزار و سناتورهایی که در جریان توطئه نبودند ، وحشت زده و سراسیمه ، در بی نظمی کامل ، پا به فرار گذاشتند .

10 - کشف محل دقیق کشته شدن سزار

10 – کشف محل دقیق کشته شدن سزار

سزار وقتی « بروتوس » ( Brutus ) را می بیند که به او نزدیک می شود تا با خنجرش ضربه ای به او بزند ، فقط فرصت گفتن این چند کلمه را پیدا می کند که تا ابد ، مرموز و اسرار آمیز باقی خواهند ماند : « تو هم ، پسرم ؟ » . . . آیا از اینکه می دید کسی که او را مانند پسرش دوست داشت ، قصد کشتن او را دارد ، وحشت کرده بود ؟ یا اینکه بروتوس را نفرین می کرد تا او نیز سرنوشتی همانند سزار داشته باشد ؟ سزار در حالی که تمام امید خود را از دست داده بود ، چهره خود را با قسمتی از شنلش می پوشاند تا صورتش را زخمی نکنند ؛ و سرانجام در حالیکه ۲۳ ضربه خنجر به او زده بودند بر زمین می افتد . توطئه گران از سالن خارج شده و به همه اعلام کردند که ظالم کشته شده و آزادی دوباره برقرار شده است !

سزار : تاریخ و افسانه

هنوز زمان زیادی از کشته شدن او نمی گذشت که « کایوس ژولیوس سزار » وارد تاریخ و افسانه ها شد . تابستان بعد از این ماجرا ، ستاره دنباله داری از آسمان ایتالیا عبور کرد . طرفداران سزار مدعی شدند که این روح او بود که به خدایان پیوست . آنان تصمیم گرفتند که معبدی به احترام این خدای جدید که او را « ژول » الهی( Divus Julius ) می نامیدند بسازند . در این معبد مجسمه ای نصب شد که در آن ، ستاره نیز نشان داده می شد .

11 - ژول سزار امپراطور روم

11 – ژول سزار امپراطور روم

سزار بعد از مرگش برای رومی ها تبدیل به یک خدا شد تا جاییکه در سال ۴۲ قبل از میلاد ، قانونی به تصویب رسید که مراسم های مذهبی آیین او را در سرتاسر ایتالیا برنامه ریزی و سازماندهی کرد . این همان چیزی بود که توطئه گران از آن وحشت داشتند و تمام تلاش خود را به کار بردند تا مانع آن شوند .

سزار یک وارث داشت ؛ پسر ناتنی اش « اوکتاو » ( Octave ) که به هر قیمتی حتی خونریزی و اعمال خشونت و در صورت لزوم جنگ داخلی تصمیم داشت جانشین او شود . بعد از ۱۳ سال جنگ و خونریزی ، موفق شد تقزیباً تمام قدرت را به دست بگیرد . حالا دیگر ، جمهوری فقط یک روح بود . اوکتاو ، حکومت سلطنتی را به دست گرفته بود . . . قدرت تنها در دستان یک نفر ! امپراطوری آغاز شد !

عنوان اصلی :   Jules Cesar

منبع :   www.iletaitunehistoire.com

نشریه اینترنتی زندگی کودکان


پاسخ دهید