« اقبال مسیح » برده ی کوچولو

« اقبال مسیح » برده ی کوچولو

در ابتدا که شروع به ترجمه این مطلب کردم ، تصمیم داشتم آن را در ستون « گوناگون » مثل بقیه مطالب مربوط به کودکان کار که تاکنون منتشر کرده ام ، منتشر کنم ؛ ولی دیدم داستان زندگی « اقبال مسیح » برده ی کوچولو بر خلاف سن کم او ، لیاقت قرار گرفتن در ستون « آشنایی با بزرگان » را دارد . این کودک پاکستانی خیلی خیلی بزرگتر از سن و سالش بود . او کاری کرد که خیلی از بزرگترها هرگز جرئت انجامش را پیدا نکردند . کودکان ، فرشته های خداوند هستند که به امانت به ما سپرده شده اند . . . آیا فکر می کنید که امانت داران خوبی بوده ایم یا . . . ؟ کاری از دست کسی برای اقبال مسیح بر نمی آید ولی اگر همت کنیم شاید بتوان میلیون ها اقبال مسیح دیگر در سرتاسر جهان را نجات داد یا لااقل از به وجود آمدن اقبال مسیح های جدید در اطراف خودمان جلوگیری کرد . باور کنید این یک رویای دست نیافتنی نیست ، فقط یک همت قاطع و جهانی می خواهد . . . یا علی !

1 - اقبال مسیح

1 – اقبال مسیح

« اقبال مسیح » ( Iqbal Masih ) یک پسربچه کوچولوی پاکستانی بیش نبود ، وقتی که والدینش او را در جشن ازدواج برادرش برای تسویه بدهی خانواده شان فروختند ! در سن چهار سالگی ، اقبال به یکی از آن کارگاه های قالی بافی که ۸ میلیون کودک در آنها کار می کردند ، پیوست . در ده سالگی ، این « برده کوچولو » چهره ی یک پیرمرد را داشت و دستانش به خاطر گره زدن نخ های قالی ، دوازده ساعت در روز به مدت شش سال ، به شدت صدمه دیده بود ؛ قالی هایی که در غرب به قیمت طلا فروخته می شد . در یکی از روزهای سال ۱۹۹۲ میلادی ، به لطف مردی به نام « احسان الله خان » ( Ehsan ullah Khan ) رئیس « اتحادیه مبارزه با کار کودکان » عذاب این کودک به پایان رسید .

2 - سپتامبر 1992 احسان الله خان و اقبال مسیح

2 – سپتامبر ۱۹۹۲ احسان الله خان و اقبال مسیح

ناجی او ، اقبال را از رنج بافتن قالی آزاد کرد . احسان الله خان طعم شیرین زندگی و در عین حال خشم و میل شدید به مبارزه را به او چشاند . او برای اعلام خطر به افکار عمومی جهان سرتاسر کشورش و بسیاری از کشورهای دیگر جهان را پیمود . در ژانویه ۱۹۹۵ در اجتماعی که در « لاهور » ( Lahore ) پاکستان علیه بردگی کودکان تشکیل شده بود شرکت کرد . او به سوئد و همینطور به آمریکا سفر کرد ، جایی که جایزه ای از طرف شرکت « ریبوک » ( Reebok ) به وی اهدا شد .

3 - اقبال مسیح

3 – اقبال مسیح

مبارزه او در تاریخ ۱۶ آوریل ۱۹۹۵ به پایان رسید . در حالی که سوار بر دوچرخه اش بود مورد اصابت چندین گلوله قرار گرفت و با بدنی سوراخ سوراخ شده در بوته زارهای « چاپا کانا میل » ( Chapa Kana Mill ) نزدیک لاهور پاکستان به ******** رسید . احسان الله خان گفت که اقبال قبلاً توسط مافیای صنعت قالی تهدید به مرگ شده بود . پلیس پاکستان در گزارش خود نوشت : « ******** در نتیجه جر و بحث بین اقبال و یک روستایی » !! داستان نفرت انگیز این جنایت ، داستان س********ویی است که تبدیل به یک مزاحم شده بود . سر نخ ها و مدارک این ******** ، مخدوش یا به کلی ناپدید شدند . کمیسیون حقوق بشر پاکستان !! گزارش پلیس را در مورد این ******** پذیرفت . آیا اجازه خواهیم داد که مبارزه و مرگ اقبال مسیح بی ثمر بماند ؟

4 - اقبال مسیح

4 – اقبال مسیح

تعدادی از کتابهایی که در باره اقبال مسیح منتشر شده اند عبارتند از :

-« اقبال ، کودک برده » ( Iqbal l’enfant esclave ) اثر : « ریچارد ورلی » ( Richard Werly )

-« اقبال مسیح ، ۱۲ ساله » ( Iqbal Masih , 12 ans ) اثر : « ژرژ برتون » ( Georges Berton )

-« برده ها » ( Esclaves ) اثر : « دومینیک تورس » ( Dominique Torres )

-« اقبال ، کودکی علیه بردگی » ( Iqbal , un enfant contre l’esclavage ) اثر : « فرانچسکو دادامو » ( Francesco D’Adamo )

فیلم مستندی تحت عنوان « اقبال » اثر « سینزیا تورینی » ( Cinzia Torrini ) محصول ایتالیا در سال ۱۹۹۸ ساخته شد که فیلمی تخیلی با الهام از زندگی اقبال مسیح ، کودک برده بود .

5 - اقبال مسیح

5 – اقبال مسیح

در اینجا ترجمه شعری از « بوریس برنچالوف » ( Boris Brentchaloff ) در باره زندگی و مرگ اقبال مسیح را تقدیم حضورتان می کنم :

اسم او « اقبال » بود

در پاکستان زندگی می کرد

او بر اثر اصابت یک گلوله کشته شد

او فقط یک بچه بود

6 - اقبال مسیح

6 – اقبال مسیح

« اقبال » برده بود

از سن چهار سالگی

به کارش زنجیر شده بود

توسط والدینش فروخته شد

7 - احسان الله خان ، ناجی اقبال مسیح

7 – احسان الله خان ، ناجی اقبال مسیح

صبح یک روز زیبا آزاد شد

او شهادت داد

بی خبر از خطر

همتش او را به پیش می برد

8 - اقبال مسیح

8 – اقبال مسیح

مافیای قالی

او را تحمل نکرد

زندگی را از او گرفتند

بهایی بود که باید می پرداخت

9 - اقبال مسیح

9 – اقبال مسیح

نام او « اقبال » بود

او فقط ۱۲ سال داشت

بر اثر اصابت یک گلوله کشته شد

او فقط یک بچه بود !

 

عنوان اصلی : L’histoire d’Iqbal Masih

منبع : www.droitsenfant.fr/travail.htm

 

نشریه اینترنتی زندگی کودکان

 


پاسخ دهید