یک عمو زنجیرباف بود که لب ساحل برای کشتی ها زنجیر می بافت . لنگر می ساخت . روزی از روزها یک دزد دریایی با کشتی آمد . از توی دریا داد زد : آی عمو زنجیر باف برام یه زنجیر بباف از جنس فولاد بباف